عباس اقبال آشتيانى
559
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و شهرت فوقالعاده بهم رساند و عطا ملك كه مردى كريم و بخشنده و در عراق داراى دستگاه سلطنتى بود و هر سال مبالغى هنگفت تقديمى و هديّه به دربار ايلخان مىفرستاد و يك قسمت عمده از آنها پارچههاى زربفت قيمتى بود در اصلاح و رونق آن كارخانجات سعى بسيار داشت . در عهد ايلخانى گيخاتو و صدارت خواجه صدر الدّين خالدى زنجانى بواسطهء ناياب شدن سيم و زر لطمهء بزرگى ببافت پارچههاى گرانبها وارد آمد و اين خواجه در موقع رايج ساختن چاو از جمله احكامى كه داد يكى نيز آن بود كه نسج پارچههاى زربفت جز آنچه به ايلخان و شاهزادگان تعلق داشت موقوف شد . در عهد غازان كه بار ديگر خزانهء مملكت بتدبير خواجه رشيد الدين فضل اللّه معمور گرديد و معاملهء بزر و سيم آزاد شد و مقدار اين دو فلز در ممالك ايلخانى رو به فراوانى گذاشت مجدّدا بافت پارچههاى قيمتى رواج گرفت و كارخانهها مثل ايام قبل از گيخاتو داير شد و در عهد اولجايتو اهميت كارخانجات نساجى بغداد تا آنجا رسيده بود كه خواجه سعد الدين ساوجى براى دور كردن رقيب خود يعنى تاج الدين عليشاه از حضور ايلخان او را كه داعيهء وزارت داشت به رياست كارخانههاى بغداد فرستاد و عليشاه به زودى چنان امور كارخانجات را مرتب كرد كه پيش از او كسى آنها را به آن خوبى اداره نكرده بود و در مدتى قليل در آنجا پارچههائى تهيه كرد كه تا آن زمان نظير آنها از جهت نظافت و گرانبهائى فراهم نشده بود . بعد از قتل خواجه سعد الدين ساوجى و اختيار عليشاه بجاى او و قرار گرفتن مقام وزارت اولجايتو بر عهدهء عليشاه و خواجه رشيد الدين فضل اللّه از جمله پيشكشها كه اين دو وزير جديد به خدمت ايلخان تقديم نمودند ، مقدارى پارچههاى زركش و خرگاههاى زرين مرصع و قباهاى مغرّق و جامههاى استبرق بود كه تا آن عهد و زمان كسى نظير آنها به چشم نديده بود . نسج پارچههاى ابريشمى نيز در اين ايام در ايران بخصوص در گيلان و خراسان و يزد و كرمان اهميت فوقالعاده داشت و اساسا ابريشم در آن ازمنه از ثروتهاى گرانبها بود چنان كه قسمتى از ماليات جنسى اين ولايات به ابريشم تأديه مىشد و غالبا خراجى كه بر عهدهء